مدیریت

مدل مکینزی

مدل مکینزی
مدت زمان مطالعه: ۳ دقیقه

سال های زیادی است که سازمان های فعال صنعتی و خدماتی، از خود می پرسند که در چه جایگاهی قرار گرفته اند؟ سازمان ها همیشه در پی این هستند تا جایگاه خود را در داخل و بیرون سازمانشان بهبود ببخشند.

برخی از متخصصان تنها عوامل بیرونی و برخی تنها عوامل داخلی را در این مورد تاثیر گذار می دانند و تعداد کمی هم ترکیبی از این عوامل را مورد توجه قرار می دهند.

این شیوه های پاسخگویی و ارزیابی سازمان ها سال ها ادامه داشت تا اینکه بالاخره در دهه ۱۹۸۰ مدل مکینزی توسط شرکت مشاوران مکینزی ارائه شد. این شرکت توسط واترمن و پیتر بنا شده بود. این مجموعه مدل مکینزی را که به ۷S نیزمعروف است ارائه داد و در آن ۷ شاخص موثر در عملکرد موفقیت آمیز سازمان ها ارائه نمود که از طریق تدوین و تهیه مجموعه ای از سوالات پیرامون همین شاخصه ها به دست می آمد.

این مدل کمک می کند تا سازمان ها مطمئن شوند که استراتژی های آنها در سازمانشان به درستی پیاده شده است. نکته قابل توجه در این مدل این است که این شاخص ها بر یکدیگر تاثیر داشته و بی توجهی به یکی از آنها بقیه عوامل را هم تحت تاثیر قرار می دهد.

این شاخص ها عبارتند از:

۱- ارزشهای مشترک: یعنی اعتقادات، باورها و اهدافی که بین بخش های مختلف سازمان ها مشترک است. در بسیاری از سازمان ها این باورها توسط مدیران عالی معین شده و ابلاغ می شوند و برخی دیگر ریشه در فرهنگ، مذهب، باورهای فردی و موارد مشابه دارد.

۲- استراتژی: منظور برنامه هایی است که سازمان ها برای بهره برداری از منابع موجود از آنها استفاده می کنند. این منابع برای تمام سازمان ها محدود است و استراتژی مناسب باعث استفاده بهینه از این منابع محدود می شود. شاخص درک این موضوع، بهره وری یا همان راندمان در سازمان ها می باشد.

۳- ساختار: روش های ارتباطی که واحدهای مختلف سازمان از طریق آنا با یکدیگر مرتبط شده و فعالیت می کنند. در علوم مدیریت این زمینه با عنوان نظریه سازمان شناخته شده و سرفصل هایی مانند: تمرکز، عدم تمرکز، ماتریس، شبکه و موارد دیگر را شامل می شود.

۴- سیستم: ساز و کارها و فرآیندهایی که از طریق آنها کارها در شرکت انجام می شود مثل سیستم های مالی، کارگزینی، ترفیع کارکنان و غیره. در استانداردهای مدیریت کیفیت این موارد با عناوینی مانند دستورالعمل ها، روش های اجرایی و غیره مورد استفاده قرار می گیرند.

۵- سرمایه انسانی: تعداد، نوع و کیفیت افراد شاغل در مجموعه است.

۶- شیوه و سبک: شامل روش های مختلف مدیریت و شیوه های گوناگون فرهنگ سازانی می شود.

۷- مهارت ها: شامل مهارت های مشخص کارکنان به صورت انفرادی و یا مهارت های ویژه سازمان می باشد. نرم افزارها و سخت افزارها در یک سازمان جزو این دسته قرار می گیرد.

استفاده از این مدل به سازمان ها نشان می دهد که کدام زمینه های اجرایی آنها ضعیف عمل کرده است و این مطلب را تذکر می دهد که یک سازمان برای موفقیت لازم است تا در زمینه های متفاوتی موفق عمل کند و جریان کلی، حاصل برآیندهای این شاخص های اجرایی است. پاسخگویی به سوالات آمده در این مدل، گاهی مواقع باعث می شود تا یک سازمان تمام زیر مجموعه ها و بخش های خود را تغییر دهد. در سازمان های کشور ما هنوز تعداد بسیار زیادی از صاحبان کسب و کارها یا مدیران عالی، حتی به نگارش و تعیین اهداف، برنامه ها، خط مشی ها و ماموریت سازمانی یا مواردی از این دست بی توجه هستند و این تنها یکی از شاخص های تاثیر گذار در موفقیت سازمان است که در مدل مکینزی به آن اشاره شده است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ده − سه =