بازاریابی، فروش و تبلیغات

عامل قیمت، لبه تیغ کسب و کارها

عامل قیمت ساده ترین و سر راست ترین رکن از آمیخته بازاریابی است که خیلی صاحبان مشاغل و حتی مشاورانی که سطحی راهکار می دهند به شکلی عجیب سراغ آن می روند. خیلی از مشاغل به صورت مشابه ارائه محصول/خدمت می کنند و مزیت رقابتی ندارند یا از وجود آنها بی اطلاع هستند. شناسایی این قوت ها و فرصت ها نیاز به دانش تخصصی دارد و در عین حال نیازمند صرف وقت و هزینه است. این دو عامل باعث می شود بعضی از مشاوران و بسیاری از کارفرماها به دنبال راهکارهای ساده تر بروند که نتایج سنگینی به بار خواهد آورد . یکی از این راهکارها که متاسفانه به سرعت مورد استفاده قرار می گیرد، ایجاد مزیت رقابتی از طریق کاهش قیمت است و بهترین توجیه این رفتار، عدم توان خرید عموم است که از خیلی ها می شنویم. امّا نکته مهم این است که قیمت همان رکنی است که سوددهی و پرداخت هزینه ها را برعهده دارد و دستکاری آن باعث رکود در توسعه می شود. در مشاغلی که گران مدیریت می شوند و آمار آن در کشور ما بالاست، کاهش قیمت ها برای رقابت باعث شکست در دراز مدت خواهد شد و مسلماً نتیجه ای جز حذف شدن از بازار نخواهد داشت.

یک کسب و کار هزینه های بسیاری دارد که از آنها گریزی نیست امّا کنترل آنها غیر ممکن نیست. هزینه هایی که به مواردی مانند رویه های اجرایی، سیستم های کنترلی سرمایه انسانی، تدوین برنامه های تولید و موارد مشابه اشاره دارند، موضوعاتی هستند که می توانند روی قیمت تمام شده تاثیر بگذارند. استفاده از عامل یا فاکتور قیمت زمانی می تواند کارآمد و موثر باشد که یک مجموعه هزینه های تمام شده خود را به دقت بررسی کرده باشد و تمام جوانب را سنجیده باشد. با این حال نقطه ای وجود دارد که باز هم نشان دهنده خط قرمز های قیمت گذاری است. نقطه سر به سر زمانی قابل اطمینان است که تولید در بازار و فروش قابل اندازه گیری با حداقل خطا باشد. مجموعه ای که حداقل سود را در نظر می گیرد زمانی می تواند پاسخ بگیرد که با این حرکت بتواند از حداکثر ظرفیت تولید خود استفاده نماید در غیر اینصورت هزینه های انکار نشدنی به صورت قبل باقی خواهند ماند و در این میان تولید کننده سود کمتری خواهد کرد و نهایتاً بازگشت سرمایه درگیر، در مدت طولانی تری اتفاق خواهد افتاد. به نظر شما ارزش دارد چنین اتفاقی در یک سازمان رخ دهد؟ از طرف دیگر این رقابت از طریق قیمت، بالاخره توسط رقیب هایی که مدیریت ارزانتری دارند (بهره وری بالاتر) شکسته خواهد شد و دیگر راه برگشتی نخواهد بود. بنابراین بهره گیری از روش های طولانی تر و گرانتر حداقل احتمال پایداری در بازار را بیشتر خواهد کرد. در بازار به شدت رقابتی امروز از مدیریت بهینه و صحیح نباید غافل بود. ابزارهای بازاریابی در دنیای امروز با تمام بخش های یک سازمان در ارتباط است و با آنها در تعامل است. دیگر استفاده از راهکارهای صرفاً آمده در مباحث بازاریابی تاثیر گذار نخواهند بود.

یک کسب و کار هزینه های بسیاری دارد که از آنها گریزی نیست امّا کنترل آنها غیر ممکن نیست

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

7 − 6 =

دکمه بازگشت به بالا