مدیریت

تمرکز،رسمیت و پیچیدگی در سازمان-بخش دوم

تمرکز،رسمیت و پیچیدگی در سازمان

در بخش اول از همین عنوان به تعریف سازمان و مدیریت به طور کلی پرداختیم، اما تمرکز در سازمان به چه مفهومی است؟

من مدیر کارگاه هستم، هر کسی کاری می خواهد انجام دهد باید با من هماهنگ کند!

من یک هفته است منتظر دستور شما هستم ولی هنوز شما وقت ملاقات به من ندادید!

باید خود آقای مهندس باشند. من نمی تونم کاری براتون انجام بدهم!

حاجی نباشه من هماهنگی انجام نمیدهم. خود حاجی باید بگه. بعدش چشم!

خیلی وقت ها جمله های این چنینی می شنویم. یک سری افراد در یک سازمان هستند که کاری انجام می دهند اما هیچ تصمیم گیری ندارند. برخی اوقات احساس می کنیم با یک تعداد رباط طرف هستیم. اینکه افراد یک سازمان اختیار تصمیم گیری در موارد جزئی و کمتر پراهمیت را ندارند، چه رسد به تصمیمات کلان!، نشان دهنده این است که اکثر تصمیمات از یک نقطه خارج می شوند و یک نفر تصمیم گیرنده است. هر چه تصمیم گیری در یک سازمان وابسته به افراد کمتری باشد آن سازمان دارای تمرکز کمتری است. در سازمان های کوچک اصولاً این تمرکز بر روی مدیر یا رئیس یا صاحب کسب و کار است. این مورد به این دلیل است که افراد زیردست یا نیروهای عملیاتی دارای دامنه اختیار در امور نیستند. نتیجه این رفتار کاهش خطاهای احتمالی به دلیل عدم توانایی در تنظیم کارها و ارتباطات نیروهای انسانی است و عیب آن هم افزایش فشار تصمیم گیری ها و کم شدن قدرت تمرکز و نبود زمان کافی برای رسیدگی به کارهای مختلف است. مدیران این سازمان ها اصولاً دارای فشارهای عصبی بالا هستند و با مرور زمان قدرت خود را از دست می دهند و با روحیه ای خسته و ناامید روبرو هستند.

به طور خلاصه هر چه تصمیم گیری به سمت مدیران ارشد باشد و اختیارات نیروها کمتر باشد آن سازمان متمرکزتر است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

9 + دو =

دکمه بازگشت به بالا